[[{"content_id":580068,"content_number":0,"portal_id":53,"lang_id":"fa","content_title":"معرفی کتاب به مناسبت هفته دفاع مقدس(زنان و دفاع مقدس)","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"همیشه وقتی تندیس زنی تبر به دست را کنار پارک شیرین کرمانشاه می&zwnj;دیدم با خودم فکر می&zwnj;کردم کاش بتوانم یک روز این زن قهرمان را از نزدیک ببینم و با او حرف بزنم. می&zwnj;گفتند فرنگیس در روستایی نزدیک گیلان&zwnj;غرب زندگی می&zwnj;کند و مایل نیست خاطراتش را تعریف کند. می&zwnj;دانستم نوشتن خاطراتش سخت خواهد بود اما همیشه به نوشتنش فکر می&zwnj;کردم. روستا حداقل سه ساعت و نیم تا کرمانشاه فاصله داشت و رفت و آمد به این روستا برای یک زن نویسنده سختی های زیادی داشت.\r\n\r\nاین بخشی از روایت خانم مهناز فتاحی، نویسنده کتاب از چگونگی شکل&zwnj;گیری فکر نوشتن کتاب &laquo;فرنگیس&raquo; است.\r\n\r\nمدت ها دیدن فرنگیس آرزویم بود تا اینکه از طریق یکی از دوستان شماره تلفن و آدرسش را پیدا کردم. همراه همان دوست و خانواده&zwnj;ام به سمت روستای گورسفید راه افتادیم و ظهر به خانه اش رسیدیم. از دیدن فرنگیس احساس غرور کردم. قدبلند و ایستاده قامت، با دست هایی بزرگ و قلبی مهربان. خیلی باابهت تر از تندیسش. مردم درست می گفتند فرنگیس نمی&zwnj;خواست مصاحبه کند. دوست نداشت از او فیلم و عکس تهیه بشود. آن قدر طی سال&zwnj;ها از او عکس و فیلم گرفته بودند که خسته شده بود. می&zwnj;گفت این همه عکس و فیلم که چه بشود؟ روزگار سختی بود و حالا سخت&zwnj;تر.\r\n\r\nگزیده ای از کتاب :\r\n\r\nپرسید: &quot;میخواهی از اینجا برویم؟ به شهر برویم یا ..&quot;\r\n\r\nبا ناراحتی نگاهش کردم و گفتم :&quot;یعنی تو دلت می آید خانه مان را بدهیم دست عراقی ها و برویم ؟ &quot;\r\n\r\nبلند شد و توی تاریکی شب ، به ستاره ها نگاه کرد و گفت &quot;:جنگ وحشتناک است .کشته می شوی ، یا خدای نکرده اگر به دست دشمن بیفتی ...&quot;\r\n\r\nرفتم کنارش نشستم و من هم مثل او سر بالا بردم و چشم دوختم و به ستاره ها گفتم :&quot;یادت باشد آخرین نفری که از این روستا برود ، من هستم .برای من ، فرار کردن یعنی مردن .&nbsp;\r\n\r\nاز من نخواه راحت فرار کنم.یادت باشد من فرنگیسم درست است زنم، اما مثل یک مرد می جنگم. من نمیترسم .میفهمی ؟\r\n\r\nنویسنده : مهناز فتاحی\r\n\r\nناشر :انتشارات سوره مهر","content_html":"<p>همیشه وقتی تندیس زنی تبر به دست را کنار پارک شیرین کرمانشاه می‌دیدم با خودم فکر می‌کردم کاش بتوانم یک روز این زن قهرمان را از نزدیک ببینم و با او حرف بزنم. می‌گفتند فرنگیس در روستایی نزدیک گیلان‌غرب زندگی می‌کند و مایل نیست خاطراتش را تعریف کند. می‌دانستم نوشتن خاطراتش سخت خواهد بود اما همیشه به نوشتنش فکر می‌کردم. روستا حداقل سه ساعت و نیم تا کرمانشاه فاصله داشت و رفت و آمد به این روستا برای یک زن نویسنده سختی های زیادی داشت.<br><br>\nاین بخشی از روایت خانم مهناز فتاحی، نویسنده کتاب از چگونگی شکل‌گیری فکر نوشتن کتاب «فرنگیس» است.<br><br>\nمدت ها دیدن فرنگیس آرزویم بود تا اینکه از طریق یکی از دوستان شماره تلفن و آدرسش را پیدا کردم. همراه همان دوست و خانواده‌ام به سمت روستای گورسفید راه افتادیم و ظهر به خانه اش رسیدیم. از دیدن فرنگیس احساس غرور کردم. قدبلند و ایستاده قامت، با دست هایی بزرگ و قلبی مهربان. خیلی باابهت تر از تندیسش. مردم درست می گفتند فرنگیس نمی‌خواست مصاحبه کند. دوست نداشت از او فیلم و عکس تهیه بشود. آن قدر طی سال‌ها از او عکس و فیلم گرفته بودند که خسته شده بود. می‌گفت این همه عکس و فیلم که چه بشود؟ روزگار سختی بود و حالا سخت‌تر.<\/p>\n\n<p><span style=\"color:#FF0000;\"><strong>گزیده ای از کتاب :<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p>پرسید: \"میخواهی از اینجا برویم؟ به شهر برویم یا ..\"<\/p>\n\n<p>با ناراحتی نگاهش کردم و گفتم :\"یعنی تو دلت می آید خانه مان را بدهیم دست عراقی ها و برویم ؟ \"<\/p>\n\n<p>بلند شد و توی تاریکی شب ، به ستاره ها نگاه کرد و گفت \":جنگ وحشتناک است .کشته می شوی ، یا خدای نکرده اگر به دست دشمن بیفتی ...\"<\/p>\n\n<p>رفتم کنارش نشستم و من هم مثل او سر بالا بردم و چشم دوختم و به ستاره ها گفتم :\"یادت باشد آخرین نفری که از این روستا برود ، من هستم .برای من ، فرار کردن یعنی مردن . <\/p>\n\n<p>از من نخواه راحت فرار کنم.یادت باشد من فرنگیسم درست است زنم، اما مثل یک مرد می جنگم. من نمیترسم .میفهمی ؟<\/p>\n\n<p>نویسنده : مهناز فتاحی<\/p>\n\n<p>ناشر :انتشارات سوره مهر<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2021-09-20 12:34:14","content_date_event":"2021-09-20 12:34:14","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2021-09-20 12:45:45","content_date_register":"2021-09-20 12:34:51","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":3172,"eid":3172,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/53\/attach\/202109\/384061_2541194302_105_150.webp","300":".\/cache\/53\/attach\/202109\/384061_2541194302_210_300.webp","400":".\/cache\/53\/attach\/202109\/384061_2541194302_280_400.webp","600":".\/cache\/53\/attach\/202109\/384061_2541194302_421_600.webp","900":".\/cache\/53\/attach\/202109\/384061_2541194302_631_900.webp","1200":".\/cache\/53\/attach\/202109\/384061_2541194302_840_1198.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2541194302,"files":{"original":{"url":".\/file\/53\/attach\/202109\/384061_2541194302.jpg","width":840,"height":1198,"size":0}}}]}]]